۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه
احترام به افکار عمومی
نوشتهاند که : حاجی مایلی کهن پیش از حرف زدن در جلسهی کمیتهی انضباطی فوتبال درخواست کرده که دوربینهای تلویزیونی حتما باید گفتههایش را ضبط کنند .
.
فکر کنم این را میشود گفت : پیشرفت در باور وسایل ارتباط جمعی و در نظر گرفتن افکار عمومی . فقط امیدوارم که این نوع اعتقادات موقت یا به قول بعضیها ((ابزاری)) نباشد .
.
۱۳۸۸ اردیبهشت ۹, چهارشنبه
رعایت خط قرمز تا کارخانهی ایران خودرو
(( من میخوهم پا روی دمب شما نگذارم ، امادمب شما آنقدر دراز است که من هرکجا پا میگذارم متاسفانه روی آن قرار میگیرد !)) با چیزهایی که گاهی آدم میبیند و میشنود تازه مفهوم این حرف روشن میشود .
یک آدمی که من نمیشناسمش و اسمش(( پدرام رضایی )) است داستانی نوشته بنام ((مرگ بازی)) که متاسفانه من نخواندهام و در یک جایی از داستان مواظب دمب ((ایران خودرو)) نبوده و چیزهایی در مورد مرگی نوشته که در اثر آتش گرفتن یک پژو405 اتفاق افتاده ، به همین سادگی . اما اتفاقات بعدی دیگر به این سادگی نیست ، او اول به حراست ایران خودرو دعوت میشود و بعد به دادسرا که ای آقا نشر اکاذیب کردهاید و باید پاسخگو باشید !
البته ممکن است آدم فکر کند که این داستان میتوانست در یک فورد یا تویوتا اتفاق بیافتد ، اما آنوقت ممکن بود با شکایت سفارتخانههای خارجی روبرو میشد و یا با وارد کنندگان محترمی که گاهی از سر بیکاری اتوموبیل وارد میکنند و گاهی هم پرتقال اسرائیلی ( تازگی هم کشف شد که پرتقالها اسرائیلی نبودهاند) و آنقدر هم محترمند که حتی از اسمشان کسی خبر دار نمیشود .
راستی این چیزی که در شایعات و رویاها شنیده بودیم چیست ؟ فکر کنم چزی در حدود ((آستانهی تحمل)) یا شبیه آن بود . نگاه سیاسی ، نظامی و امنیتی به همه چیز داشتن ظاهرا دارد خیلی گسترش پیدا میکند . اگر بخواهم از بدی نان در نانوایی محله هم انتقاد کنم احتمالا باید در انتظار شکایت نانوایی محل، حمل کنندهی آرد ، شورای آرد و نان ، اتحادیهی نانوایان ، وزارت کشور و یک عالمه جای دیگر باشم و به من بگویند که : تو منظور بدی داشتی !!!
واقعا به این ترتیب به کجا خواهیم رسید ؟ آن اتوموبیلی که میترسم اسمش را ببرم که ، چندین سال به آن بلایی که اسمش را نمیبرم دچار بود الآن هم خبر ندارم که درست شده یانه اما گناه این نویسندهی بیچاره شاید این است که از فرهنگ عمومی پیروی نکرده و چیزهایی را که همه میدانند و قرار است کسی عنوان نکند را عیان کرده یا به بیانی دیگر: جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد !
حالا بیاختیار به احترام شاعران ، نویسندگان ، کارگردانان تاتر و سینما ، موسیقی دانان و تمامی هنرمندان دیگر برپا میایستم و موقع دیدن فیلم و خواندن داستان و شعر کمتر انتقاد میکنم چون باید متوجه بود که هنرمند موقع خلق اثرش باید به چه نکات ظریفی توجه کند .
.
لینک به : خوابگرد
لینک به : ناتور
.
.
۱۳۸۸ اردیبهشت ۸, سهشنبه
ممکن است این شعر از شاملو باشد
.
کسی این شعر را به من داده با ادعای اینکه این شعر از شاملو است .
قرار بود از آیدا سوال کنند که هنوز پاسخی نیامده است .
در هرصورت شعر قشنگی است و تا آنجا که جستجو کردم در هیچ
مجموعهای از شاملو چاپ نشده .
پاره ای
مشعل همسایه را
روشن می کنند
پاره ای
خاموش.
و این ها مردم بی تاریخ اند:
مصداق های سادۀ خوب و بد
تاریکی و روشنی روزی و شبی
بریده از زمان
دو روی پاره کاغذی
بی نیاز از برگۀ دفتری بودن
پاره ای
خود
مشعل اند
تا پایان می سوزند
تا لحظۀ خاکستر
مشعل های غمناکی
که روشن می کنند
فرسخ شماره های راه بی انتهای زمان را.
.
درتکمیل پست قبلی
سارقان در دانشگاه یاسوج شناسایی خواهند شد .
خبری از : تابناک - رئیس دانشگاه یاسوج علت نصب دوربینهای مدار بسته در این دانشگاه را حفاظت از اموال دانشگاه و شناسایی سارقان عنوان کرد .
.
تفسیر خبر 1 : دانشجویان در یاسوج دیگر نیازی به موبایل دوربین داربرای ثبت لحظات استثنایی نخواهند داشت .
تفسیر خبر 2 : کاش در زنجان هم این کار را کرده بودند .
تفسیر خبر 3 : بهتر است اصلا راهشان ندهیم .
تفسیر خبر 4 : فکری هم برای سارقین مدارس و مهد کودکها بشود بد نیست .
.
۱۳۸۸ اردیبهشت ۷, دوشنبه
پنج هزار سال انتظار برای دیدن این تصویر!!!
من و (( حافظ )) به هم سازیم و بنیادش براندازیم ...
یک مدافع (( برادر دکتر جورج بوش )) ، یک تحسین کنندهی شکنجه ، دردام میافتد و میپذیرد که شکنجهی آب را بر رویش انجام بدهند تا ثابت کند که این کار چیز مهمی نیست ! تا ثابت کند که جنگ عراق خوب است ، ثابت کند که جنگ غزه عالیاست ، ثابت کند که حلبچه و حلبچهها لازم بودهاند ، ثابت کند که خودی از غیر خودی بهتر است ، ایدز برای آفریقاییها لازم است همانطور که جنگ برای سریلانکا وثابت کند که...
و چه مضحک است رفتار این قدرتمندان وقتی با واقعیات روبرو میشوند .
و من و ما ، قرنها و قرنها در انتظار بودیم ، از روزگارانی دور ، از اعماق تاریخ ، در انتظار آزمونی بزرگ...
ببینید : مدافع شکنجههای آمریکایی توسط یک تیم حرفهای شکنجه میشود
.
۱۳۸۸ اردیبهشت ۶, یکشنبه
کمی نقاشی
رفتار باژگونهی ایام

آبروی گران فروختن
به سکهای
و شمشیر پیکار فروهشتن
به وعدهای
و رفتن ستاره را
ایستادن
به اشارتی
و عشق عزیز را نهادن به هرزه نگاهی
که انسان خویش
به حراج تاراج گذاشتیم
از اندوه انبوهمان فرجی مباد
که حرمت آدمی نداشتیم .
.
شعر از: حبیب شوکتی ( از کتاب الف مثل باران)
.
۱۳۸۸ اردیبهشت ۵, شنبه
چه بگویم ، جگرم میسوزد...
این روزگار خیلی بیرحم است ، این گوگل ریدر خیلی بیرحم است و ما خیلی بی...
امیدوارم درست نباشد ، گرچه آنقدر چیزها دیدهایم و شنیدهایم که باور هرچیزی برایمان آسان شده . یعنی داریم بی رگ میشویم ؟
یعنی لبخندی بزنیم به خبر ؟ که امیدواریم گربه باشد و تبلیغ دخترانمان وخواهرانمان در کانالهای عربی برای شیوخ شکمبارهی فاسد وتوریستهای سایر کشورها دروغ است ؟
ای کاش آن روز که خبر کرج آمده بودکاری میکردیم...
لینک : وبلاگ یاداشتهای یک دختر ترشیده
.
خیانت تصاویر

این یک پیپ است ؟
واقعا این چیست ؟ در حال دیدن چه چیز هستیم ؟ ظاهرا یک پیپ است ، یک پیپ ساده . اما نقاش ( رنه ماگریت 1967-1898 ) خودش در زیر تصویر نوشته :
این یک پیپ نیست !
یعنی با یک بازی روبرو شدهایم ؟ تصویر را میشود از زوایای مختلفی بارها و بارها دید و مسلم است که بعد از این همه گواهی خواهیم کرد که :
این یک پیپ است .
اما اعتراف نقاش را چه کنیم ؟
این یک تضاد است . مقابلهی دو واقعیت که هردو نیز میتوانند ( و شاید ) صحیح باشند .
جواب نزد خود نقاش است ، به همان سادگی که پاسخ کوچک ما را میدهد ، سوال بسیار بزرگتری را برایمان مطرح میکند . نقاش میگوید :
این یک پیپ نیست ، تصویر یک پیپ است !
واقعا باید به چشمهایمان ( حواسمان ) اعتماد کنیم ؟
فراموش نکنیم که داوریهای ما در مورد مسایل مختلف دنیای پیرامونی بر پایهی دریافتمان از واقعیات است . واقعیاتی که به همین سادگی میتوانند اعتبارشان را از دست بدهند .
.
منبع : ویکی پدیا
۱۳۸۸ اردیبهشت ۴, جمعه
بر ما چه میرود ؟
معرفی یک نابغه !

۱۳۸۸ اردیبهشت ۳, پنجشنبه
زاد روز بانو سیمین دانشور

قطبی ، قهرمان یا قربانی ؟!

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲, چهارشنبه
شاید بارانی شدیم...
. بادیدن ستاره ها
. دلشان روشن می شود و
. گریه شان را که
. خالی کردند
. خنده های رعد و
. و چشم های برقشان
. شب را
. بیدار خواهد کرد.
. تو هم
. پوستین سیاهت را
. در بیاور
. بیا با گل ها
. لبخندی بزنیم
. دنیا را چه دیدی؟
. شاید بارانی شدیم و
. سبزه ای از دلمان
. رست!
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱, سهشنبه
چرا داورها دقت نمیکنند ؟!
چند مربی ، چند بازیکن ، چند تیم دیگر باید قربانی شوند تا ما یاد بگیریم که ورزش ، وزارت اقتصاد نیست که بدهیمش دست پسرخالهی عزیزمان . ورزش کارخانهی خودروسازی نیست که ببخشیمش به بچهی همسایه مان ، ورزش صدا و سیما نیست که بسپاریمش به دوست عزیزمان ، ورزش مدیریت بانک مرکزی و ملی هم نیست که هفتهای یکبار عوضش کنیم . ورزش حتی وزارت علوم و وزارت کارهم نیست که هر اتفاقی برایش بیافتد آب از آب تکان نخورد . ورزش یک مسئلهی جدی است که متاسفانه نمیتوان مثل وزارت برنامه به چشم بهم زدنی تعطیلش کرد . ضمنا بخشنامه پذیر هم نیست که بشود دستور بدهیم حریفانمان به ما ببازند . با کمال تاسف ورزش به مدیران واقعی و جدی و باصلاحیت نیاز دارد .
فعلا که تیمهای ما در رشته های مختلف و در سطوح مختلف باشگاهی و ملی تند و تند دارند میبازند و متاسفانه این داور ها هم دقت لازم را نمیکنند که مهم بودن مارا درنظر بگیرند .
این وسط فقط دلم برای ریاست مظلوم فدراسیون فوتبال کباب است که باید بازهم بیاید و حرفهای تند را تحمل کند . گرچه ظاهرا فقط خاصیت ایشان همین است و به همین یک دلیل به این سمت انتخاب شده .
.
برگزاری مناقصه برای استخدام یک سرمربی تیم ملی فوتبال
یک عدد سرمربی استخدام میشود . خیلی هم شرایط خاصی نیاز ندارد فقط اینکه الف : خودی باشد . ب : خودی باشد . ج : خودی باشد .
.
یک رئیس جمهور در ژنو
و این حکایت تکراری ماست . درجایی که نه رئیس جمهور کشوری شرکت میکند و نه نخست وزیری ، در کنفرانسی تقریبا تشریفاتی که خیلیها از اولش هم نیامدند ، رئیس جمهور محترم میرود و حرفهایی میزند تکراری وبیاثر که اصل موضوع کنفرانس یعنی تبعیض نژادی را هم تحتالشعاع قرار میدهد و در بازگشت هم ظاهرا گفته است بازهم اینکار را خواهد کرد !
ایشان کاش توجه میکرد که چه بخواهم و چه نخواهم رئیس جمهور من هم هست و اصلا دوست ندارم که رئیس جمهوری کشورم این گونه خود را در سطح جهان انگشت نما کند .
نخست وزیر ترکیه هم چندی پیش با اسرائیل مخالفت کرد .روشش را دیدید ؟ تاثیر روشش راهم که حتما دیدید . و آن چیزی که پرتاب شد انگار به صورت من پرتاب شده ، کاش برای پرتاب کفش به طرف بوش آن شادیها را نمیکردیم !رئیس سیاست خارجی کشور هم که مثلا قرار است این امور را نظم بدهد چنان کودکانه رفتار میکرد که گویی در یک مجلس عروسی شرکت کرده . دوست داشتم نظر ایشان را در بارهی لغاتی ازقبیل پرستیژ ، غرور ملی ، تاریخ چند هزار ساله ، اصول دیپلماسی ، برنامه ریزی برای ادارهی سیاست خارجی و... بپرسم .امروز در سایتهای خبری ایرانی به دنبال واکنشهای موافقین و مخالفین گشتم . موافقین با حرکت رئیس جمهور ، چنان ساده لوحانه و مظلومانه دفاع کرده بودند که تاسف خوردم . برایشان چیزی در حد یک پیروزی بزرگ در یک عرصهی بسیار حساس و سرنوشت ساز ترسیم کردهاند و حرفی از رفتار دوست و برادر عزیزمان هوگو چاوز ونوع برخوردش با اوباما هم در میان نیست .
هنوز به درستی متوجه نشدهام که این یک حرکت بامصرف داخلی انتخاباتی بوده یا واقعا یک مثلا تهاجم به اسرائیل که تصور میکنم برندهی اصلی این نمایش خود اوست .
یکی از آن چیزهایی که اضافه داریم !
یکی از آن چیزهایی که کم داریم !
۱۳۸۸ فروردین ۳۱, دوشنبه
هدیه 400 هزارتومانی احمدی نژاد به خبرنگاران صداوسیما
اگر اینها و هدیههای یکصدهزارتومانی که قبلا گفته شده بود و سیب زمینیها و غیره و غیره صحت داشته باشند یک سوال پیش میآید : این هزینهها ازکجا تامین میشوند؟
.
لینک خبر : انتخاب
.
۱۳۸۸ فروردین ۳۰, یکشنبه
برمایلی کهن سخت نگیرید !
تصمیم داشتم برای این بگو مگوی دو مربی ارزشی چیزی بنویسم که مطلب زیر را در وبلاگ دوستی دیدم . فکرمی کنم همین کفایت میکند . فقط حیفم آمد این جملهی خیلی ارزشی را به نقل از بیانیه ننویسم :
این مطلب شامل همه گنده باقالیهایی که به عنوان نوچه درکنار این آدم کوتوله هستندنیز میشود .
.
فحش نامهی مایلی کهن علیه سرمربی تیم استقلال را که بخوانید ، بعید است ناراحت نشوید و از خودتان نپرسید این طرز نامه نوشتن ،{{ توجه کنید " نامه نوشتن" و نه " حرف زدن" که ممکن است وقت حرف زدن از روی عصبانیت فیالبداهه کلامی زشت بر زبان جاری شود و برای "نوشتن" همیشه پای "ادب" راحتتر به میان است}} ، آیا شایستهی مربی تیم "ملی" جمهوری اسلامی ایران است ؟...براو سخت نگیرید ؛ همین چند روز قبل نمایندگان اصولگرای مجلس بر عادل فردوسی پور خرده گرفتندکه چرا چنین بر برمربی "ارزشی" تیم ملی خرده میگیرد ؟! چنین حمایتهای کلوخ توی باغچه را هم شجاع و دهن و قلم لق میکند چه برسد به "اشرف مخلوقات" ...براو سخت نگیرید؛ چندسالی است که هتاکی و پرده دری و درنوردیدن مرزهای حتی پر رنگ اخلاقی نشان از قاطعیت در دفاع از "آرمان ها" شده . چنین روزگاری هر لحظه آبستن مایلی کهنهای بسیار است ؛ در هر جایی و در هر سمتی... اینجا در سرزمین ما ؛ سرزمین مدعی کرامت و اخلاق و خوشبختی انسانها ، فقط اخلاق است که برتابوتش مدام میخ کوبیده میشود .
.
نقل از وبلاگ : راز سربه مهر
لینک بیانیهی مایلی کهن : انتخاب
.
شادترین موسیقی جهان و ضرورت برنامه ریزی !

کاش هر روز انتخابات بود
رئيس دفتر رئيس جمهوري در نامهاي به دادستان تهران ، خواستار رعايت قسط و عدل در رسيدگي به اتهامات "رکسانا صابري" و "حسين درخشان" شد.
وی در این نامه از تاکید رییس جمهور در مورد رعایت عدالت برای این دو متهم سخن گفته است.
لینک خبر : انتخاب
.
داریم میآئیم
۱۳۸۸ فروردین ۲۹, شنبه
اوباما دست در دست چاوز
امروز با هوگو چاوز ، فردا با رائول و فیدل کاسترو وشاید وقتی دیگر با...
.
آغازی برای مناسبات جدید ! تهدید است یا فرصت ؟
اتفاقی در حال وقوع است .این قطعی است .اما به چه معنی ؟ این آیندهی جهان است که ترسیم میشود . در خواب خرگوشی فرو رفتن مفهومی ندارد ، باید واقعیات را درک کرد و در جهت منافع ملی به پیش رفت . نسلهای بعد کاهلی امروز ما را نخواهند بخشید .همانگونه که ما نبخشیدیم رهبرانمان را وقتی در میانهی تقسیم جهان در آغاز قرن گذشته در فکر سفرهای تفریحی به ممالک یوروپ بودند و رجالمان در تدارک گنجینههایی از دسترنج مردم بینوا .
بازی دوباره شروع شده ، با بازیگرانی جدید . اما ما درکجای جهان ایستادهایم ؟
خبریک انحراف
رئيس کميسيون انرژي مجلس انحراف يک ميلياردي دولت نهم در اجراي قانون بودجه سال 85 را تاييد کرد.
.
لینک خبر : تابناک
.
یک شعر ناب برای پاییز

باد
تازیانه می زند
درخت
می لرزد
و حرف های آخرش
بر زمین می بارد
(( زهرا اکرمی از اصفهان ))
.
لینک : وبلاگ جهنم افکار
تبانی نبوده ، فشنگ مشقی بوده
باتوجه به اینکه آقایان پورحیدری ، جلالی ، مایلی کهن ، کربکندی ،ودیگران و یک خروار دنبال کنندهی فوتبال و تماشاگران و مفسران و بازهم دیگران میگویند خبرهایی در پشت پردهی فوتبال هست وضمنا آقایانی که گفته بودند تبانی ، بعد گفتند ما نبودیم و بچهی همسایه بوده و بازهم ضمنا درخبرها آمده بود چند نفر از دستگیر شدگان فوتبال -که آنقدر محترم و مهم هستند که اسمشان را هم نمیدانیم - آزاد شدهاندو دوباره مشغول کارهای مفیدشان شدهاند پیشنهاد میشود که تمامی دستاندرکاران در این گونه مسائل را به دستگاههای شنود مسلح نماییم تا اگر کسی چیزی گفت ، اتوماتیک ثبت شود و نیازی نباشد که مقامات مجبور بشوند که صبح تا شب کارهایشان را انجام ندهند و دائم تکذیب کنند و برای اینکه هی ضمنا و ضمنا درکار نباشد اصلا بیاییم رتبههای ده سال آینده را توافقی تقسیم کنیم و خیال خودمان راراحت نماییم . و باز هم ضمنا مسئول این تقسیم را هم میتوانیم ((علی آقا)) تعیین کنیم .
پی نوشت : مثل اینکه قرار بود خیلی حرفهای مهم بزنم ، آنقدر مهم شد که خودم هم زیاد چیزی دستگیرم نشد . شما ببخشید!
.
۱۳۸۸ فروردین ۲۸, جمعه
تهیهکنندگان بخش فارسی صدای آمریکا، فارسی بلد نیستند
این خبر که در واشنگتنتایمز منتشر شده جالب بود. تحقیقی که توسط وزارت امور خارجهی آمریکا انجام شده نشان داده که مشکلات جدیای در شیوهی برنامهسازی بخش فارسی صدای آمریکا (Voice of America) وجود دارد. مهمترین مشکلات اشاره شده نداشتن بیطرفی سیاسی (political bias) و فارسی بلد نبودن تهیهکنندههای آن است.
گزارش تهیه شده نشان داده که هیچکدام از تهیهکنندههای اجرایی اصلی (executive producers) شبکهی فارسی صدای آمریکا (VOA PNN) فارسی بلد نیستند و این به آن معناست که محتوای برنامهها بدون نظارت عالی تهیهکنندهها پخش میشود و فقط در سطح «دبیرهای اجرایی» (executive editor) کنترل کیفی میشود.
شاید این مساله یکی از دلایل کیفیت بسیار نازل برنامههای خبری/تحلیلی این شبکه باشد.
لینک خبر : بامدادی.
آدمخواران و عشق...
.jpg)
نميتوانم زيبا نباشم
عشوهئي نباشم در تجليي ِ جاودانه.
چنان زيبايام من
که گذرگاهام را بهاري نابهخويش آذين ميکند:
در جهان ِ پيرامنام
هرگز
خون
عُريانييي ِ جان نيست
و کبک را
هراسناکيي ِ سُرب
از خرام
باز
نميدارد.
چنان زيبايام من
که اللهاکبر
وصفيست ناگزير
که از من ميکني.
زهري بيپادزهرم در معرض ِ تو.
***
جهان اگر زيباست
مجيز ِ حضور ِ مرا ميگويد. ــ
ابلهامردا
عدوي ِ تو نيستم من
انکار ِ تواَم.

تفاوت خوش بختی با خوش وقتی
از کودکی تابحال نتوانستهام بفهمم بالاخره خوش بختی صحیح است یا خوش وقتی. وقتی آدم را به یک نفر معرفی میکنند باید بگوید خوشبختم یا خوشوقتم ؟ بیشتر افراد هم مثل من نمیدانند کدامش درست است .باور نمیکنید ؟ بپرسید از مردم . تازه اگر دقت کرده باشید همه در چنین موقعی زیر لبی یک چیزی میگویند که نامفهموم است .
اماالآن موقعی است که با شجاعت و قطعیت میگویم که ما ، هم خوشبختیم و هم خوشوقت .نادیده گرفته شدن عیدی من به کنار ، همه چیز به شکل باور نکردنی درخشان شده و از درو دیوار سعادت در حال بارش است . اخبار میگوید که موسوی با گشت ارشاد مخالف است ، کروبی هم همینطور، احمدی نژاد هم که قبلا گفته بود . باز هم میخواهید ؟ موقع نوش جان کردن سیب زمینیهای مجانی میتوانید به این خبر هم فکر کنید که به علت اینکه تازگی کشف شده بچهها خسته میشوند و معلمها هم نیاز به استراحت دارند ممکن است روزهای پنجشنبه مدارس ابتدایی تعطیل شوند .تازه خبر دیگر اینکه میگویند برنج خیلی ارزان شده و تا دلتان بخواهد میتوانید بخرید و بخورید . همهی اینها در مقابل اینکه یه عالمه از مقامات دولت و دوستان رئیس جمهور شهادت دادهاند که ایشان محبوبترین رئیس جمهور جهان است چیزی نیست خصوصا اینکه اعلام کردهاند مردم عراق هم برای حل مشکلاتشان به ایشان نامه دادهاند و منتظرند . فکر میکنم همین روزها مردم سوئد و نیوزیلند هم همین کار را بکنند جون به گفتهی وزیر نیرو کارهای این چهارسال برابرای میکند با کل کارهای این سیسال !
حیف که عید ایشان را ندیدیم که صدهزارتومان عیدی بگیریم...
.
لزوم جیره بندی خواب !
با توجه به مطلب پست قبلی در مورد خواب زیاد آقای وکیل و مصاحبهی مطبوعاتی جناب امیرخان بعد ازتساوی تیمش که اظهار کردهاند سه هفته است که نخوابیدهاند ! پیشنهاد میشود فکری برای جیره بندی خواب بشود که تساوی رعایت شود . من برای مدیریت این جیره بندی جناب آقای ((علی)) آقا را پیشنهاد میکنم .( البته شایعات میگوید ممکن است ایشان برای بازی در فیلم اخراجیهای شماره 186 فعلا مشغول باشند .
.
صبح به خیر آقای وکیل !
.
لینک خبر:زمان بیکرانه
.
سمندطلا


آیزاک نیوتن

آیزاک نیوتن
متولد۴ ژانویه٬ ۱۶۴۳انگلستان
مرگ۳۱ مارس ٬۱۷۲۷لندن٬ انگلستان
ملیتانگلیسی
رشته فعالیتگرماشناسی, فیزیک, ریاضیات, ستاره شناسی, فیزیولوژی, شیمی
محل کاردانشگاه کمبریج
دلیل شهرتقوانین مکانیک قانون جهانی گرانش دیفرانسیل نور شناسی
۱۳۸۸ فروردین ۲۷, پنجشنبه
این دزدان پلید !
بچه که بودیم اگر ظهرها شیطنت میکردیم و مزاحم خواب بزرگترها میشدیم ، ممکن بود ((یه سر - دوگوش)) بیاید و ما را بخورد ! لب حوض هم هر وقت میرفتیم ((پاکشک Pakeshak)) منتظر بود که با کوچکترین غفلتی ما را به زیر آب ببرد . یادش به خیر روزگار بی خبری . بزرگتر که شدیم به همهی اینها میخندیدیم و با خاطراتشان تفریح میکردیم .بیشتر که بزرگ شدیم تازه فهمیدیم زیاد هم پرت نیستند این حرفها .
صحبت از زبالههای اتمی است که در نقاط محروم به دریا میریزند و صحبت از بدبختی یک ملت است که دولتی ندارد تا برایش حداقلی از آینده را فراهم کند . آنجا در اعماق تاریخ ، در آخر دنیا ملتی که نه ، مردمی زندگی میکنند که برای زنده بودنشان به هر چیزی چنگ میاندازند حتی به اسلحه . اینها گرسنهاند و بیآینده . کودکانشان همانقدر حق زندگی دارند که کودکان ما .
برایشان اسلحه آوردیم که دشمنانمان را نابود کنند . وقتی برای ادامهی زندگی ، لولهی سلاح را به طرف خودمان برگرداندند ، اینبار اسلحه آوردیم که نابودشان کنیم . و چه پر بار آمدیم اینبار و جهانی هم برایمان کف زد !
نگاهشان کنید ، میخندند ، شاید برای اینکه وعدهی غذای گرمی را در خیال دیدهاند...

.
۱۳۸۸ فروردین ۲۴, دوشنبه
لغو جلسهی گروه مستان
در یکی از پستها خبری را از گروه مستان منعکس کرده بودم که مربوط به جلسهای در 30 فروردین بود . امروز در وبلاگشان اعلام کردند جلسه لغو شده است .
بنظر میرسد که هنوز نتوانستهاند مجوزهای لازم را برای کار دریافت کنند . قبلا هم فعالیتشان به کمک حوزه هنری انجام شده بود.
.
اینترنت خوب است یا بد؟
این نوع فیلترینگ نشانهی چیست ؟
قضیه خیلی جالب شده ، مقالهی مسعود بهنود روز یکشنبه در روزنامهی اعتماد چاپ میشود .ولی سایت او فیلتر شده !!!
نتیجه اینکه هرکس میخواهد از فیلترینگ فرار کند میتواند به روزنامههای روز مراجعه کند ! به همین سادگی !
قضیه خیلی ساده شده ، من خبرنامههای بی بی سی و وی او ای را مشترک شده بودم و روی ای میلم هرروز آنها را دارم ولی از وقتی که در گوگل ریدر چند خیرگزاری داخلی را مشترک شدم و متوجه شدم که تفاوت چندانی ندارند دیگر ای میل های خارجی را چک نمیکنم . به همین سادگی !
در جمع بندی قضیهی اول و دوم نتیجهای میشود گرفت ؟ فکر نکنم ، چون اگر میشد حتما تابحال گرفته شده بود !
.
۱۳۸۸ فروردین ۲۳, یکشنبه
علمی ترین درخت جهان
این یک درخت سیب است ، اما نه یک درخت معمولی . این درخت با استفاده از درخت سیب نیوتن قلمه زده شده .
میشود گفت : درخت نیوتن ، یا درخت جاذبه !
.
درمان دردهای فوتبال ایران

این آقای مجید جلالی اهل علم است . به حدی اهل علم است که مخالفینش او را به همین بهانه مورد هجوم قرار میدهند ، یعنی متهم است به اینکه دیدگاه علمی داردکه این در شرایطی که نمونهی واقعی قهرمانان فیلم اخراجیها ، به کارهای زشت و پرسودی در سطح ورزش و بخصوص فوتبال دست میزنند ، نمیتواند تحمل شود . استاد جلالی مصاحبهای کرده و حرفهای درستی را مطرح کرده او می گوید :
...آن چیزی که علی دایی در مدت زمان حضورش انجام داد، تلاش برای تغییر نسل در تیم ملی بود. اقدامی شجاعانه که باید 5 سال قبل انجام میشد.
...سیاسیون ما باید بدانند که در حال حاضر قدرت فیفا به مراتب بیشتر از سازمان ملل است. خود ما در خیلی از مناقشات حریف سازمان ملل شدیم اما باید بپذیریم که حریف فیفا نشدیم. امروز خیلی از کشورهای جهان حرف خودشان را از طریق فوتبال میزنند و این موضوع کوچکی نیست.
... ما 5 سال مداوم یک فهرست اسامی 25 نفره داشتیم که در تمام اردوها همین فهرست اعلام میشد!
... ما به جای سختی رسیدهایم که برای رهایی از آن به یک برنامه حداقل سه ساله نیاز مبرم داریم.
... من معتقدم، رایکوف به عنوان یک مربی خارجی در فوتبال ما نامی جاودانه است، چون برای آینده ظرفیت ایجاد کرد
... به روزهای سختتری خواهیم رسید. اگر ما میخواهیم درجام ملتهای 2011 موفق باشیم شاید مجبور شویم قید جام جهانی را بزنیم
...چه ایرادی دارد کسی که 4 سال مدیر است به فکر 10 سال آینده فوتبال کشورش هم باشد؟
...شما همین امروز بهترین مربی جهان را بالای سرتیم ملی بگذارید، او هم انتخاب چندانی جز همین ترکیبی که شما گفتید ندارد
...این همه نوشتند و گفتند که مهدوی کیا بیاید، خب او آمد. چه اتفاقی افتاد؟ علی کریمی هم بیاید مطمئن باشید اتفاقی نخواهد افتاد. ما اصلا سرنخ را گم کردهایم
...تمام حریفان ما دراین مسابقات از نظر ساختار بازی چند کلاس جلوتر از ما هستند
...این ریشه درفرهنگ جامعه دارد. اصولا فوتبال هرمنطقه به فرهنگ مردم آن منطقه متصل است. ما درتهاجم بهتر هستیم.
...درجنگ چون دشمن اول به ما حمله کرد، ما نامش را «دفاع» گذاشتیم اما ما فقط دفاع نکردیم. اگر اینطور است که شما میگویید پس ما در فاو و حلبچه چه میکردیم؟
...شما به من بگو که ما درتاریخ فوتبالمان چند هافبک دفاعی استاندارد داشتهایم؟
...الان همه میدانند که چقدر پشت پرده فوتبال ما کثیف است. هرچه آدم فرصتطلب که هیچ جا کاری برایش پیدا نمیشود، وارد فوتبال شده که از یک فضای کاملا باز و هرکی، هرکی استفاده بهینه کند!
...من ازمهران مدیری ممنونم، چون پس از نشان دادن این واقعیتها، جامعه ما خیلی هوشیارتر شد. شما نمیتوانید آلودگیها را پاک کنید، وقتی آنها را نمیبینید. کاری که مدیری کرد، نشان دادن آلودگیهای فوتبالمان بود
...علنا به من میگویند که فلان درصد به ما بده تا فلان تیم را به تو بدهیم. من قبول نمیکنم، میگویند، برو درخانهات بنشین.
...من میگویم پاکسازی کنید، چون اینگونه به یک توسعه پایدار میرسیم.
پیشنهاد میکنم حتی اگر اهل فوتبال نیستید این مصاحبه را بخوانید.
لینک ورود به مصاحبه آقای مجید جلالی در عصر ایران
.
ایران از آمریکا گندم وارد کرد / تداوم واردات گندم در سال 88
ایران در سال 87 معادل 904 میلیون و 794 هزار و 177 کیلوگرم گندم به ارزش 356 میلیون و 220 هزار و 166 دلار از ایالات متحده آمریکا وارد کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، آمار ترخیص گندم وارداتی ایران از گمرکات کشور نشان می دهد: در سال 87 در مجموع 5 میلیارد و 919 میلیون و 480 هزار و 564 کیلوگرم گندم از 15 کشور دنیا وارد کرده است که در این میان سوئیس، کانادا و ایالات متحده آمریکا به ترتیب در رتبه های اول تا سوم قرار گرفته اند.
بر این اساس، سوئیس با صادرات 1 میلیارد و 506 میلیون کیلوگرمی به ارزش 532 میلیون و 323 هزار و 980 دلار در رتبه اول، کانادا با صادرات 1 میلیون و 378 میلیون کیلوگرمی به ارزش 511 میلیون و 555 هزار و 411 دلار در رتبه دوم و ایالات متحده آمریکا با صادرات 904 میلیون و 794 هزار کیلوگرمی به ارزش 356 میلیون و 220 هزار و 166 دلار در رتبه سوم قرار گرفته اند.
۱۳۸۸ فروردین ۲۲, شنبه
کاروان- گالیا
در گوش من فسانه دلدادگي مخوان !
ديگر ز من ترانه شوريدگي مخواه!
دير است گاليا!
به ره افتاد کاروان .
عشق من و تو ؟... آه
اين هم حکايتي است
اما درين زمانه که درمانده هر کسي
از بهر نان شب ،
ديگر براي عشق و حکايت مجال نيست .
شاد و شکفته ، در شب جشن تولدت
تو بيست شمع خواهي افروخت تابناک .
امشب هزار دختر هم سال تو، ولي
خوابيده اند گرسنه و لخت ، روي خاک .
زيباست رقص و ناز سرانگشتهاي تو
بر پرده هاي ساز ،
اما هزار دختر بافنده اين زمان
با چرک وخون زخم سرانگشت هاي شان
جان مي کنند در قفس تنگ کارگاه
از بهر دستمزد حقيري که بيش از آن
پرتاب مي کني تو به دامان يک گدا .
وين فرش هفت رنگ که پامال رقص توست
از خون و زندگاني آنان گرفته رنگ .
در تار و پود هر خط و خالش هزار رنج
در آب و رنگ هر گل و برگش هزار ننگ .
اينجا به خاک خفته هزار آرزوي پاک
اينجا به باد رفته هزار آتش جوان
دست هزار کودک شيرين بي گناه
چشم هزار دختر بيمار ناتوان ...
دير است گاليا !
هنگام بوسه و غزل عاشقانه نيست
هرچيز رنگ آتش و خون دارد اين زمان .
هنگامه رهايي لبها ودست هاست
عصيان زندگي ست .
در روي من مخند !
شيريني نگاه تو بر من حرام باد !
بر من حرام باد ازين پس شراب و عشق !
بر من حرام باد تپش هاي قلب شاد !
ياران من به بند :
در دخمه هاي تيره و نمناک باغشاه ،
در عزلت تب آور تبعيدگاه خارک ،
در هر کنار و گوشه اين دوزخ سياه .
زود است گاليا !
در گوش من فسانه دلداگي مخوان !
کنون ز من ترانه شوريدگي مخواه !
زود است گاليا !
نرسيده ست کاروان ...
روزي که بازوان بلورين صبحدم
برداشت تيغ و پرده تاريک شب شکافت ،
روزي که آفتاب
از هرچه دريچه تافت ،
روزي که گونه و لب ياران هم نبرد
رنگ نشاط و خنده گم گشته بازيافت ،
من نيز باز خواهم گرديد آن زمان
سوي ترانه ها و غزلها و بوسه ها ،
سوي بهارهاي دل انگيز گل فشان ،
سوي تو ،
عشق من !




.jpg)


