۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه

احترام به افکار عمومی

.
نوشته‌اند که : حاجی مایلی کهن پیش از حرف زدن در جلسه‌ی کمیته‌ی انضباطی فوتبال درخواست کرده که دوربین‌های تلویزیونی حتما باید گفته‌هایش را ضبط کنند .
.
فکر کنم این را می‌شود گفت : پیشرفت در باور وسایل ارتباط جمعی و در نظر گرفتن افکار عمومی . فقط امیدوارم که این نوع اعتقادات موقت یا به قول بعضی‌ها ((ابزاری)) نباشد .
.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۹, چهارشنبه

رعایت خط قرمز تا کارخانه‌ی ایران خودرو

..
(( من می‌خوهم پا روی دمب شما نگذارم ، امادمب شما آنقدر دراز است که من هرکجا پا می‌گذارم متاسفانه روی آن قرار می‌گیرد !)) با چیزهایی که گاهی آدم می‌بیند و می‌شنود تازه مفهوم این حرف روشن می‌شود .

یک آدمی که من نمی‌شناسمش و اسمش(( پدرام رضایی )) است داستانی نوشته بنام ((مرگ بازی)) که متاسفانه من نخوانده‌ام و در یک جایی از داستان مواظب دمب ((ایران خودرو)) نبوده و چیزهایی در مورد مرگی نوشته که در اثر آتش گرفتن یک پژو405 اتفاق افتاده ، به همین سادگی . اما اتفاقات بعدی دیگر به این سادگی نیست ، او اول به حراست ایران خودرو دعوت می‌شود و بعد به دادسرا که ای آقا نشر اکاذیب کرده‌اید و باید پاسخگو باشید !

البته ممکن است آدم فکر کند که این داستان می‌توانست در یک فورد یا تویوتا اتفاق بی‌افتد ، اما آنوقت ممکن بود با شکایت سفارت‌خانه‌های خارجی روبرو می‌شد و یا با وارد کنندگان محترمی که گاهی از سر بی‌کاری اتوموبیل وارد می‌کنند و گاهی هم پرتقال اسرائیلی ( تازگی هم کشف شد که پرتقال‌ها اسرائیلی نبوده‌اند) و آنقدر هم محترمند که حتی از اسمشان کسی خبر دار نمی‌شود .

راستی این چیزی که در شایعات و رویاها شنیده بودیم چیست ؟ فکر کنم چزی در حدود ((آستانه‌ی تحمل)) یا شبیه آن بود . نگاه سیاسی ، نظامی و امنیتی به همه چیز داشتن ظاهرا دارد خیلی گسترش پیدا می‌کند . اگر بخواهم از بدی نان در نانوایی محله هم انتقاد کنم احتمالا باید در انتظار شکایت نانوایی محل، حمل کننده‌ی آرد ، شورای آرد و نان ، اتحادیه‌ی نانوایان ، وزارت کشور و یک عالمه جای دیگر باشم و به من بگویند که : تو منظور بدی داشتی !!!

واقعا به این ترتیب به کجا خواهیم رسید ؟ آن اتوموبیلی که می‌ترسم اسمش را ببرم که ، چندین سال به آن بلایی که اسمش را نمی‌برم دچار بود الآن هم خبر ندارم که درست شده یانه اما گناه این نویسنده‌ی بیچاره شاید این است که از فرهنگ عمومی پیروی نکرده و چیزهایی را که همه می‌دانند و قرار است کسی عنوان نکند را عیان کرده یا به بیانی دیگر: جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد !

حالا بی‌اختیار به احترام شاعران ، نویسندگان ، کارگردانان تاتر و سینما ، موسیقی دانان و تمامی هنرمندان دیگر برپا می‌ایستم و موقع دیدن فیلم و خواندن داستان و شعر کمتر انتقاد می‌کنم چون باید متوجه بود که هنرمند موقع خلق اثرش باید به چه نکات ظریفی توجه کند .
.

لینک به : خوابگرد
لینک به : ناتور
.



.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

ممکن است این شعر از شاملو باشد

.

کسی این شعر را به من داده با ادعای این‌که این شعر از شاملو است .

قرار بود از آیدا سوال کنند که هنوز پاسخی نیامده است .

در هرصورت شعر قشنگی است و تا آن‌جا که جستجو کردم در هیچ

مجموعه‌ای از شاملو چاپ نشده .

پاره ای
مشعل همسایه را
روشن می کنند
پاره ای
خاموش.

و این ها مردم بی تاریخ اند:
مصداق های سادۀ خوب و بد

تاریکی و روشنی روزی و شبی
بریده از زمان
دو روی پاره کاغذی

بی نیاز از برگۀ دفتری بودن

پاره ای
خود
مشعل اند
تا پایان می سوزند
تا لحظۀ خاکستر
مشعل های غمناکی

که روشن می کنند

فرسخ شماره های راه بی انتهای زمان را.

.

درتکمیل پست قبلی

.
رئیس تشریفات دولت سوئیس از عکاسان خواسته بود که از دست دادن مرتس ( رئیس جمهور سوئیس ) و احمدی‌نژاد عکس نگیرند.
.
لینک خبر از : انتخاب
.

سارقان در دانشگاه یاسوج شناسایی خواهند شد .

.
خبری از : تابناک - رئیس دانشگاه یاسوج علت نصب دوربین‌های مدار بسته در این دانشگاه را حفاظت از اموال دانشگاه و شناسایی سارقان عنوان کرد .
.
تفسیر خبر 1 : دانشجویان در یاسوج دیگر نیازی به موبایل دوربین داربرای ثبت لحظات استثنایی نخواهند داشت .
تفسیر خبر 2 : کاش در زنجان هم این کار را کرده بودند .
تفسیر خبر 3 : بهتر است اصلا راهشان ندهیم .
تفسیر خبر 4 : فکری هم برای سارقین مدارس و مهد کودک‌ها بشود بد نیست .
.



۱۳۸۸ اردیبهشت ۷, دوشنبه

پنج هزار سال انتظار برای دیدن این تصویر!!!

.
من و (( حافظ )) به هم سازیم و بنیادش براندازیم ...

یک مدافع (( برادر دکتر جورج بوش )) ، یک تحسین کننده‌ی شکنجه ، دردام می‌افتد و می‌پذیرد که شکنجه‌ی آب را بر رویش انجام بدهند تا ثابت کند که این کار چیز مهمی نیست ! تا ثابت کند که جنگ عراق خوب است ، ثابت کند که جنگ غزه عالی‌است ، ثابت کند که حلبچه و حلبچه‌ها لازم بوده‌اند ، ثابت کند که خودی از غیر خودی بهتر است ، ایدز برای آفریقایی‌ها لازم است همانطور که جنگ برای سریلانکا وثابت کند که...
و چه مضحک است رفتار این قدرتمندان وقتی با واقعیات روبرو می‌شوند .
و من و ما ، قرن‌ها و قرن‌ها در انتظار بودیم ، از روزگارانی دور ، از اعماق تاریخ ، در انتظار آزمونی بزرگ...

ببینید : مدافع شکنجه‌های آمریکایی توسط یک تیم حرفه‌ای شکنجه می‌شود

.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۶, یکشنبه

کمی نقاشی

.
در سال 1918 میلادی جنبشی در اروپا شکل گرفت که هدف آن نمایش جنبه‌های ضد انسانی جنگ و مبارزه با اهداف جنگ‌طلبانه سران آلمانی بود که به جنبش عینیت نو (New Objectivity)مشهور شد. نمایندگان آن ماکس بکمان‌، اتو دیکس، جورج گروس‌، هوفر و... بودند. آن‌ها علاقه‌مند به نمایش بی‌رحمی نظامی و مشروع جلوه دادن آن بودند و در آثار خود ناامنی پس از جنگ را به نمایش می‌گذاشتند. آن‌ها دنیایی را نمایش دادند که بر اثر جنگ دچار وحشت، ناسازگاری، دلواپسی و ناامیدی و قحطی شده و نیز شهرهایی که در آن عده‌ای به سوء استفاده از این شرایط می‌پردازند‌، به تصویر کشیده می‌شد. بدکاران، جنایت‌کاران و دلالان که این شرایط را تبدیل به مواضعی غیر انسانی می‌کنند و فاجعه جنگ را بی‌رحمانه‌تر می‌کنند. هنرمندان این جنبش با نمایش خشونت به وسیله خطوط سخت و محکم و ضمخت و با استفاده از نمادهای جنگ به هجو آن می‌پرداختند.
تابلو : وعده غذا در سنگر خراب
.


اتو دیکس در این تابلو( به نام :وعده غذا در سنگر خراب ) دو موضوع طراحی کاملاً متضاد و متفاوت را در کنار هم قرار می‌دهد: یکی چهره‌ی سربازانی که گرسنگی کشیده و مرده‌اند و اجساد آن‌ها دیگر شکل انسانی خود را از دست داده و بیشتر شبیه حیوانات شده‌اند که در اطراف سرباز به ظاهر زنده‌ای افتاده و شکل قبری را ساخته‌اند که این سرباز درون آن دفن شده و به انتظار مرگ نشسته است. این سرباز در حال خوردن غذا است و این استعاره‌ای است از این که این سرباز در کنار این همه اجساد با کمال درنده‌خویی و بی‌تفاوتی در حال خوردن غذا است و به راستی او چه می‌خورد؟ شاید اجساد سربازان هم‌قطار خود را! به هرحال او به زودی تبدیل به یکی از همین سربازان خواهد شد. اتو دیکس با نمایش این سرباز که استعاره از خود جنگ است که در حال خوردن قربانی خود است و هرچه آن‌ها تبدیل به اسکلت و کپه استخوان می‌شوند؛ سرباز — به عنوان نماد جنگ — خود فربه‌تر می‌شود. اتو دیکس با نشان دادن چهره کثیف کشتار و مرگ بیهوده و مشمئز کننده انسان‌ها به هجو و نفی مرگ می‌پردازد و در این جا با نمایش جزییات فراوان اجساد و فرایند تعفن آن‌ها در کنار یک عمل انسانی، یعنی خوردن که استعاره از جنگ است به کمک ابزار هنری، زشتی هر چه تمام این عمل را نشان می‌دهد‌. این تابلو با صراحت فراوان بر بیهودگی جنگ صحه گذاشته و غالب و مغلوبی و هدف و آرمانی که معمولاً در هرجنگی حرف اول می‌زند را نمایان نمی‌سازد، بلکه یک کار کاملا متضاد را در کنار هم قرار می‌دهد؛ خوردن گوشت و پوست انسان‌ها در کمال خونسردی که نتیجه یک جنگ بیهوده است‌. در این تابلو بیش از هر چیز دیکس بر بدن انسان تأکید می‌کند که در این جا کاملاً از شکل افتاده است و شاید در این جا اتو دیکس خواسته سنت قدیمی هنر غرب که مبتنی بر نمایش هرچه زیباتر بدن انسان است و از دوران یونان مرسوم شده بود را به باد استهزا بگیرد و نشان دهد در دوره او که دوره جنگ است، هنر هم ماهیت زیباشناسانه خود را از دست داده و جنگ غایت زیبایی‌ها اولین چیزی است که جنگ آن را از بین می‌برد .


.

رفتار باژگونه‌ی ایام


.
آبروی گران فروختن
به سکه‌ای
و شمشیر پیکار فروهشتن
به وعده‌ای
و رفتن ستاره را
ایستادن
به اشارتی
و عشق عزیز را نهادن به هرزه نگاهی
که انسان خویش
به حراج تاراج گذاشتیم
از اندوه انبوه‌مان فرجی مباد
که حرمت آدمی نداشتیم .
.
شعر از: حبیب شوکتی ( از کتاب الف مثل باران)
.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۵, شنبه

چه بگویم ، جگرم می‌سوزد...

.
این روزگار خیلی بی‌رحم است ، این گوگل ریدر خیلی بی‌رحم است و ما خیلی بی...

امیدوارم درست نباشد ، گرچه آنقدر چیزها دیده‌ایم و شنیده‌ایم که باور هرچیزی برایمان آسان شده . یعنی داریم بی رگ می‌شویم ؟
یعنی لبخندی بزنیم به خبر ؟ که امیدواریم گربه باشد و تبلیغ دخترانمان وخواهرانمان در کانال‌های عربی برای شیوخ شکمباره‌ی فاسد وتوریست‌های سایر کشورها دروغ است ؟
ای کاش آن روز که خبر کرج آمده بودکاری می‌کردیم...

لینک : وبلاگ یاداشت‌های یک دختر ترشیده
.

خیانت تصاویر


این یک پیپ است ؟
واقعا این چیست ؟ در حال دیدن چه چیز هستیم ؟ ظاهرا یک پیپ است ، یک پیپ ساده . اما نقاش ( رنه ماگریت 1967-1898 ) خودش در زیر تصویر نوشته :
این یک پیپ نیست !
یعنی با یک بازی روبرو شده‌ایم ؟ تصویر را می‌شود از زوایای مختلفی بارها و بارها دید و مسلم است که بعد از این همه گواهی خواهیم کرد که :
این یک پیپ است .
اما اعتراف نقاش را چه کنیم ؟
این یک تضاد است . مقابله‌ی دو واقعیت که هردو نیز می‌توانند ( و شاید ) صحیح باشند .
جواب نزد خود نقاش است ، به همان سادگی که پاسخ کوچک ما را می‌دهد ، سوال بسیار بزرگتری را برایمان مطرح می‌کند . نقاش می‌گوید :
این یک پیپ نیست ، تصویر یک پیپ است !
واقعا باید به چشم‌هایمان ( حواسمان ) اعتماد کنیم ؟
فراموش نکنیم که داوری‌های ما در مورد مسایل مختلف دنیای پیرامونی بر پایه‌ی دریافتمان از واقعیات است . واقعیاتی که به همین سادگی می‌توانند اعتبارشان را از دست بدهند .
.
منبع : ویکی پدیا


اینترنت و دروغ

.
Assoo می‌گوید :

شجاع کسی است که باوجود اینترنت هم دروغ می‌گوید !
.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۴, جمعه

بر ما چه می‌رود ؟


به علت گرفتاری‌های شخصی ، یکی دو روز نسبتا از اخبار به دور بودم .
امروز شنیدم که در اثر یک حمله در عراق تعداد زیادی از هم میهنامان کشته و مجروح شده‌اند .
بسیار تاسف آور است . این‌ها کسانی بودند که فارغ از درگیری‌های دیگران ، برای اعتقاد مذهبی که داشتند رفته بودند زیارت . پس ( حداقل در این زمان ) نه چپی بوده‌اند و نه راستی ، نه مزاحم کسی بوده‌اند و نه دل در گرو پست و مقامی داشته‌اند . رفته بودند که به ندای دلشان پاسخ بگویند و پاسخی بگیرند احیانا .
حالا یک نفر ، که لابد از ما بهتر می‌فهمد ، به بهشت نزدیک‌تر است ، پارتیش در آن دنیا کلفت‌تر است ،
وبقول جوان‌ها اند دانایی است ، ناگهان الهامی گرفته که بیاید و ضمن راهنمایی زن و بچه‌ی مردم به بهشت ، خودش هم فیضی ببرد و با یک بمب سوپر دولوکس فابریک مستقیم برود به طبقه‌ی اول بهشت و پاداشش را آن‌جا از فک و فامیل جناب آقای برادر دکتر اسامه بن لادن بگیرد ! واقعا شرم آور است . قربانی کردن مردم برای دست یافتن به اهداف حقیرو کثیف رهبران .
و وای برما که در هنگامی که غیر مارا نشانه رفته بودند لبخندی زدیم از سر رضایت و گاهی بفهمی نفهمی کف و هلهله‌ای هم داشتیم .

واقعیت را بنویسم : من درک نمی‌کنم این چیزها را ...
.

معرفی یک نابغه !



اصولا علاقه‌ی من به نخبگان و نوابغ و چهره‌ای بزرگ به خیلی قدیم‌ها برمی‌گردد و همیشه احترام و تحسین زیادی برای بزرگان در زمینه‌های مختلف قائل بوده‌ام . اما با دیدن روزنامه‌ی اعتماد دیروز پی بردم که یک نفر از این نوابغ را تابحال نمی‌شناختم که بسیار مشعوف و مسرور وغیره شدم که با ایشان نیز آشنا شدم . این نابغه‌ی جدید کسی نیست جز آقای ((مهرداد بذر پاش )) که قبلا هم اسم مبارک ایشان را شنیده بودم ولی جمع بندی از ایشان نداشتم بنابراین پی به عظمت ایشان نبرده بودم . بیوگرافی شغلی ایشان که دیروز چاپ شده بود را در اینجا نقل می‌کنم :


در 25 سالگی : رئیس فرهنگ سرای خاوران .

در 26 سالی : رئیس شورای عالی مشاوران جوان رئیس جمهوری .

در 27 سالگی : عضو هیات مدیره‌ی سایپا ، و مدیرعامل پارس خودرو .

در 28 سالگی : رئیس شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی .


ضمنا ایشان تا آنجا که من جستجو کردم عضو یا مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی بوده‌اند .ضمنازمانی قصد داشتند نماینده شوند در شورای شهر که انتخاب کنندگان قدر ایشان را ندانستند و رای ندادند .

علاوه بر تمام هوش و نبوغی که این آقا دارند خیلی هم تصادفی داماد آقای علیرضا علی احمدی وزیر سابق آموزش و پرورش هستند که خود این یکی آقا هم باز خیلی تصادفی باجناق رئیس جمهور محبوب می‌باشند .


مهرداد جان مرا ببخش که تابحال نمی‌شناختمت .

ضمنا با این همه استعداد می‌شود در صورت ضروت و ناز کردن آقای افشین قطبی ، از این نابغه‌ی جوان برای سرمربی گری تیم ملی فوتبال هم استفاده شود.
.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۳, پنجشنبه

زاد روز بانو سیمین دانشور



بانو سیمین دانشور نویسنده‌ی سرشناس ، درهشتم اردیبهشت سال 1300 متولد شد . بیش از 25 اثر داستانی از او به چاپ رسیده که معروفترینشان ((سووشون)) تاکنون به 17 زبان ترجمه و منتشر شده است . او شاید پرکارترین چهره‌ی ادبی زنان معاصر ایران باشد .سیمین دانشور دکترای ادبیات خود را در سال 1328از دانشگاه تهران دریافت کرد . او همچنین اولین رئیس(( کانون نویسندگان ایران)) بود . زاد روزش را با آرزوی سلامتی او گرامی داریم .

قطبی ، قهرمان یا قربانی ؟!


دردوپست پایین‌تر کنجکاو بودم که قربانی بعدی ندانم کاری‌های مدیران ورزشی کیست که امروز امپراطور معرفی شد . نمی‌دانم او طبق چه محاسباتی این وظیفه را قبول کرده . آیا می‌داند که اگر شکست بخورد با او و آبرویش چه خواهند کرد ؟ آیا می‌داند که باج بگیرهای حرفه‌ای که اسمشان را گذاشته‌اند((لیدر)) در سکوهای استودیوم چه شعارهایی را خواهند داد؟ این‌بار اراذلی که به اتوموبیل همسرش حمله کرده بودند بازهم ناموفق خواهند بود؟ فقط ژنرال نیست که ((علی آقا )) دارد ، ظاهرا هرکسی در این میان برای خودش لشکری از ((علی آقاها)) دارد !

اما یک موضوع که برایم جای سوال دارد این‌که این آقایان چرا او را انتخاب کردند؟ آیا نیتشان خیر است؟ به فکر پیروزی هستند ؟ یا به فکر این‌که درصورت باخت گناهکارشخصی از خودشان نباشد . حاجی مایلی بارها مراتب عشقش را به آقایان ابراز کرده بود .نزدیکی بازی‌ها به روز انتخابات بیشتر باعث می‌شود که فکر کنم چرا قطبی بیست روز قبل انتخاب نشده بود ؟!
.



۱۳۸۸ اردیبهشت ۲, چهارشنبه

شاید بارانی شدیم...


. ابرهای سیاه
. که راه بیفتند
. بادیدن ستاره ها
. دلشان روشن می شود و
. گریه شان را که
. خالی کردند
. خنده های رعد و
. و چشم های برقشان
. شب را
. بیدار خواهد کرد.
. تو هم
. پوستین سیاهت را
. در بیاور
. بیا با گل ها
. لبخندی بزنیم
. دنیا را چه دیدی؟
. شاید بارانی شدیم و
. سبزه ای از دلمان
. رست!
.


.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱, سه‌شنبه

چرا داورها دقت نمی‌کنند ؟!

.

چند مربی ، چند بازیکن ، چند تیم دیگر باید قربانی شوند تا ما یاد بگیریم که ورزش ، وزارت اقتصاد نیست که بدهیمش دست پسرخاله‌ی عزیزمان . ورزش کارخانه‌ی خودروسازی نیست که ببخشیمش به بچه‌ی همسایه مان ، ورزش صدا و سیما نیست که بسپاریمش به دوست عزیزمان ، ورزش مدیریت بانک مرکزی و ملی هم نیست که هفته‌ای یک‌بار عوضش کنیم . ورزش حتی وزارت علوم و وزارت کارهم نیست که هر اتفاقی برایش بیافتد آب از آب تکان نخورد . ورزش یک مسئله‌ی جدی است که متاسفانه نمی‌توان مثل وزارت برنامه به چشم بهم زدنی تعطیلش کرد . ضمنا بخشنامه پذیر هم نیست که بشود دستور بدهیم حریفانمان به ما ببازند . با کمال تاسف ورزش به مدیران واقعی و جدی و باصلاحیت نیاز دارد .


فعلا که تیم‌های ما در رشته های مختلف و در سطوح مختلف باشگاهی و ملی تند و تند دارند می‌بازند و متاسفانه این داور ها هم دقت لازم را نمی‌کنند که مهم بودن مارا درنظر بگیرند .


این وسط فقط دلم برای ریاست مظلوم فدراسیون فوتبال کباب است که باید بازهم بیاید و حرف‌های تند را تحمل کند . گرچه ظاهرا فقط خاصیت ایشان همین است و به همین یک دلیل به این سمت انتخاب شده .

.

برگزاری مناقصه برای استخدام یک سرمربی تیم ملی فوتبال

.
یک عدد سرمربی استخدام می‌شود . خیلی هم شرایط خاصی نیاز ندارد فقط این‌که الف : خودی باشد . ب : خودی باشد . ج : خودی باشد .
.

یک رئیس جمهور در ژنو

ناخدا خورشید ناصرتقوایی می‌گفت : وقتی به من تیرانداختند که نیازی به تیراندازی نبود !

و این حکایت تکراری ماست . درجایی که نه رئیس جمهور کشوری شرکت می‌کند و نه نخست وزیری ، در کنفرانسی تقریبا تشریفاتی که خیلی‌ها از اولش هم نیامدند ، رئیس جمهور محترم می‌ر‌ود و حرف‌هایی می‌زند تکراری وبی‌اثر که اصل موضوع کنفرانس یعنی تبعیض نژادی را هم تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و در بازگشت هم ظاهرا گفته است بازهم این‌کار را خواهد کرد !
ایشان کاش توجه می‌کرد که چه بخواهم و چه نخواهم رئیس جمهور من هم هست و اصلا دوست ندارم که رئیس جمهوری کشورم این گونه خود را در سطح جهان انگشت نما کند .
نخست وزیر ترکیه هم چندی پیش با اسرائیل مخالفت کرد .روشش را دیدید ؟ تاثیر روشش راهم که حتما دیدید . و آن چیزی که پرتاب شد انگار به صورت من پرتاب شده ، کاش برای پرتاب کفش به طرف بوش آن شادی‌ها را نمی‌کردیم !رئیس سیاست خارجی کشور هم که مثلا قرار است این امور را نظم بدهد چنان کودکانه رفتار می‌کرد که گویی در یک مجلس عروسی شرکت کرده . دوست داشتم نظر ایشان را در باره‌ی لغاتی ازقبیل پرستیژ ، غرور ملی ، تاریخ چند هزار ساله ، اصول دیپلماسی ، برنامه ریزی برای اداره‌ی سیاست خارجی و... بپرسم .امروز در سایت‌های خبری ایرانی به دنبال واکنش‌های موافقین و مخالفین گشتم . موافقین با حرکت رئیس جمهور ، چنان ساده لوحانه و مظلومانه دفاع کرده بودند که تاسف خوردم . برایشان چیزی در حد یک پیروزی بزرگ در یک عرصه‌ی بسیار حساس و سرنوشت ساز ترسیم کرده‌اند و حرفی از رفتار دوست و برادر عزیزمان هوگو چاوز ونوع برخوردش با اوباما هم در میان نیست .
هنوز به درستی متوجه نشده‌ام که این یک حرکت بامصرف داخلی انتخاباتی بوده یا واقعا یک مثلا تهاجم به اسرائیل که تصور می‌کنم برنده‌ی اصلی این نمایش خود اوست .

یکی از آن چیزهایی که اضافه داریم !

.
معاون عمرانی وزیر کشور روز گذشته اعلام کرد اگر دوستان در شهرداری و مترو ، مصاحبه نمی‌کردند ، پول واگن‌های مترو تهران را سه هفته زودتر می‌‌دادیم .
.

یکی از آن چیزهایی که کم داریم !

.
پيه‌رو سکاريني داور بازنشسته فوتبال ايتاليا بعد از يازده سال اعتراف کرد که در جريان مسابقه يوونتوس - اينترميلان بايد به خاطر خطاي "يوليانو" روي "رونالدو" حداقل يک ضربه آزاد غير مستقيم اعلام مي‌کرد.
.

۱۳۸۸ فروردین ۳۱, دوشنبه

هدیه 400 هزارتومانی احمدی نژاد به خبرنگاران صداوسیما

.
اگر این‌ها و هدیه‌های یکصدهزارتومانی که قبلا گفته شده بود و سیب زمینی‌ها و غیره و غیره صحت داشته باشند یک سوال پیش می‌آید : این هزینه‌ها ازکجا تامین می‌شوند؟
.
لینک خبر : انتخاب
.

کاری زیبا از استاد هادی ضیاالدینی


۱۳۸۸ فروردین ۳۰, یکشنبه

برمایلی کهن سخت نگیرید !

.
تصمیم داشتم برای این بگو مگوی دو مربی ارزشی چیزی بنویسم که مطلب زیر را در وبلاگ دوستی دیدم . فکرمی کنم همین کفایت می‌کند . فقط حیفم آمد این جمله‌ی خیلی ارزشی را به نقل از بیانیه ننویسم :
این مطلب شامل همه گنده باقالی‌هایی که به عنوان نوچه درکنار این آدم کوتوله هستندنیز می‌شود .
.
فحش نامه‌ی مایلی کهن علیه سرمربی تیم استقلال را که بخوانید ، بعید است ناراحت نشوید و از خودتان نپرسید این طرز نامه نوشتن ،{{ توجه کنید " نامه نوشتن" و نه " حرف زدن" که ممکن است وقت حرف زدن از روی عصبانیت فی‌البداهه کلامی زشت بر زبان جاری شود و برای "نوشتن" همیشه پای "ادب" راحت‌تر به میان است}} ، آیا شایسته‌ی مربی تیم "ملی" جمهوری اسلامی ایران است ؟...براو سخت نگیرید ؛ همین چند روز قبل نمایندگان اصولگرای مجلس بر عادل فردوسی پور خرده گرفتندکه چرا چنین بر برمربی "ارزشی" تیم ملی خرده می‌گیرد ؟! چنین حمایت‌های کلوخ توی باغچه را هم شجاع و دهن و قلم لق می‌کند چه برسد به "اشرف مخلوقات" ...براو سخت نگیرید؛ چندسالی است که هتاکی و پرده دری و درنوردیدن مرزهای حتی پر رنگ اخلاقی نشان از قاطعیت در دفاع از "آرمان ها" شده . چنین روزگاری هر لحظه آبستن مایلی کهن‌های بسیار است ؛ در هر جایی و در هر سمتی... این‌جا در سرزمین ما ؛ سرزمین مدعی کرامت و اخلاق و خوشبختی انسان‌ها ، فقط اخلاق است که برتابوتش مدام میخ کوبیده می‌شود .
.
نقل از وبلاگ : راز سربه مهر

لینک بیانیه‌ی مایلی کهن : انتخاب
.

شادترین موسیقی جهان و ضرورت برنامه ریزی !



.

دوستی محبت کرد و قطعه‌هایی از برنامه‌ی امسال کلاه قرمزی را آورد برای تماشا . در قسمت اول این مجموعه که من قبلا نتوانسته بودم ببینم پسرخاله قابلمه‌‌ای را به دست ایرج طهماسب می دهد و قرار می‌شود که با ضرب طهماسب پسرخاله هم با خواندنش مردم را شاد کند . با شروع ریتم طهماسب ، پسر خاله می‌گوید ها ، با ضرب مجدد : ها و همینطور کار ادامه پیدا می‌کند . طهماسب که کلافه شده اعتراض می کند و قرار می‌شود که ریتم تندتر شود و پسرخاله هم تندتر بخواند . با شروع ریتم تند جدید این صداست که می‌شنویم : ها-هاها .ها-هاها ... ! بعد پسرخاله اعلام می‌کند که شادی تمام شده و مردم باید برگردند سرکارهایشان !

درقسمت دیگری از این مجموعه ، برای آموزش این‌که عبور خودروها ازیک چهارراه دلبخواهی نیست و ترتیب خاص و برنامه ریزی درستی می‌طلبد ، چنان جنجالی به پا شد که اشک از چشم آدم سرازیر می‌شد .
.

کاش این ها فقط نمایش بود !!!
.


کاش هر روز انتخابات بود

.
رئيس دفتر رئيس جمهوري در نامه‌اي به دادستان تهران ، خواستار رعايت قسط و عدل در رسيدگي به اتهامات "رکسانا صابري" و "حسين درخشان" شد.
وی در این نامه از تاکید رییس جمهور در مورد رعایت عدالت برای این دو متهم سخن گفته است.


لینک خبر : انتخاب
.

نمادانتخاباتی


.

داریم می‌آئیم

.
مقالهِ جدید مسعود بهنود
پنجاه و چند روز مانده به انتخابات به عنوان صاحب يک راي که براي همين يک راي ارزش و اهميت قائل است و حاضر نيست از آن دست بردارد و به کسش وانهد، از روندي که اوضاع انتخابات به خود گرفته خشنودم. و در اين وضعيت برايم خيلي فرق ندارد که چه کسي انتخاب شود، نه که به راستي فرقي نکند بلکه همان طور که عباس عبدي نوشت، و درست نوشت، مهم اين است و بايد اين باشد که در هر حرکتي شبيه به اين جامعه براي رسيدن به مردمسالاري چه مي آموزد و براي نهادينه کردن دموکراسي چه گامي برداشته مي شود.اولين موجب شادماني آني است که در رفتار آقاي موسوي و آقاي کروبي مي گذرد. همان ايجاب و قبول که دارد فضا را بر غوغائيان تنگ مي کند. فحش ندادن، فرياد نکشيدن، نفي نکردن. مردم را عاقل پنداشتن و به آرامي به آنها گفتن که چه در سر دارند.اينها ثمر داده است. گوش کنيد صدايشان دارد مي گيرد، جوهر فحش و کينه در قلم بلاگر معجزه نويس دارد خشک مي شود، و دنبال بهانه مي گردد براي قهر کردن. ادبيات حذف و تهديد و فرمان بريدگي دارد بي مشتري مي شود. عربده جويي از رونق مي افتد، متانت و خردمندي در همين مدت کوتاه مردم ايران را محک زده است. در همين يکي دو هفته آشکارشده خطا مي کردند آنها که مي پنداشتند اکثريت مردم خامند و به قول شاعر به هزار وعده مي مانند و به يک فريب مي خسبند و راي خود را به شعار و سيب زميني مي فروشند.آنان حتي تحليل شان از انتخابات گذشته هم نادرست بود هرچند عمليات پيچيده شان حاصل داد اما نه چنان بود که مردم همان ها هستند که عرايض خود را در چاه مي اندازند. اين ساده لوحي مي پنداشتند مشخصه اکثريت جامعه است و خطا مي کردند. تا همين جا حاصل فوق العاده است و برنده از پيش تعيين شده. اگر پدران مان و مادران مان، و پدران و مادران آنها در اين صد و اندي سال در هر انتخابات همين اندازه به جامعه آموخته و جامعه را به چالش انديشه و ورزش سياسي کشانده بودند، کارمان صدها بار بهتر از اين بود که هست. اما آنها خيلي زود هدف را تامين شده ديدند و در بازي سياه و سفيد هر بار فقط هدف شان اين بود که سفيد پيروز شود و سياه حذف شود. همين.بي گمان به سرعت در اردوي همين دولت اتفاق هايي مي افتد و از جمله اينکه ديگر نخواهيم ديد در يک روز واحد رئيس دولت به ديدن چند هزار مردم کرمان که براي استقبال وي آمده اند، به شوق آيد و سخن از اداره جهان بگويد. در همان روز روزنامه رسمي دولت با شادماني تيتر اصلي خود را به اين خبر اختصاص دهد؛ «پيشنهاد خودروسازان امريکا به ايران».خبري خالي از اعتماد به نفس و پر از تمنا. حتي در کوچک ترين و بي غرور ترين جوامع جهان هم پيشنهاد چند شرکت خودروسازي امريکا چنين بزرگ نمي شود و چنين شادماني نمي آورد که تيتر اول روزنامه دولت شود چه رسد به کشوري که 30 سال است با امريکا درگير بوده است. چه رسد که خبر هم خالي باشد و در آن از قول مديرعامل يک شرکت خودروسازي داخلي نوشته شده؛ «با توجه به فشاري که احتمال مي دهيم دولت امريکا به اين شرکت ها وارد کند، تا زمان قطعي شدن توافقات از اعلام رسمي نام دو شرکت پيشنهاد دهنده همکاري خود داري مي کنيم.»يعني هيچ. چنان که دنباله خبر هم قرعه پوچ است وقتي مي گويد «برخي از خودروسازان اروپايي که پيش از اين اصلاً حاضر به همکاري با ما نبودند، در دو ماه اخير پيشنهاد مستقيم خريد سهام و کار مشترک به سايپا داده اند که پيام خوبي براي کشور ماست.» يکي بپرسد کدام شرکت اروپايي تا به حال حاضر به همکاري با ايران نبود، در دو ماه اخير چه ديده اند اروپايي ها که کار نکرده مي کنند جز برپايي جشن براي خريد زندان بدهکاران از کيسه دولت [بگو منت گذاشتن و دعا گو درست کردن]. اما واقعيت اين است که خودروسازان اروپايي همواره آماده همکاري بودند از قضا دولت هاي قبلي مقررات سختي تدوين کرده بودند که آنها نتوانند بدون انتقال تکنولوژي وارد بازار حمايت شده و آماده داخلي شوند. تازه يکي نيست بپرسد چرا پيشنهادهايي که هنوز نه بررسي شده و نه به تصويب مراجع صاحب صلاحيت رسيده، پيام خوبي براي کشور ماست. اين چه بي غروري است، در همان حالي که رئيس دولت خبر مي دهد که دنيا از ما براي مديريت کمک مي خواهد.انتخابات و صندوق راي برکت است. جوامع مردمسالار در فرصت انتخابات شادماني مي يابند و احساس مالکيت و تعلق کشور به خود در وجودشان مي جوشد. در جوامعي که مردمسالاري در آنها نهادينه نشده، نه صندوقي هست نه انتخابي، و گاه نه که لبخندي نيست، تازه گلوله و بمب و خون هم هست که بر سنگفرش خيابان ها جاري مي شود.و انتخابات روان بهترين مجال است براي گريز از سرنوشت دوم. و ما داريم مي آييم
.

۱۳۸۸ فروردین ۲۹, شنبه

دست‌هایم را در((گلدان)) می‌کارم


اوباما دست در دست چاوز






امروز با هوگو چاوز ، فردا با رائول و فیدل کاسترو وشاید وقتی دیگر با...
.

آغازی برای مناسبات جدید ! تهدید است یا فرصت ؟
اتفاقی در حال وقوع است .این قطعی است .اما به چه معنی ؟ این آینده‌ی جهان است که ترسیم می‌شود . در خواب خرگوشی فرو رفتن مفهومی ندارد ، باید واقعیات را درک کرد و در جهت منافع ملی به پیش رفت . نسل‌های بعد کاهلی امروز ما را نخواهند بخشید .همانگونه که ما نبخشیدیم رهبرانمان را وقتی در میانه‌ی تقسیم جهان در آغاز قرن گذشته در فکر سفرهای تفریحی به ممالک یوروپ بودند و رجالمان در تدارک گنجینه‌هایی از دسترنج مردم بی‌نوا .
بازی دوباره شروع شده ، با بازیگرانی جدید . اما ما درکجای جهان ایستاده‌ایم ؟




خبریک انحراف


رئيس کميسيون انرژي مجلس انحراف يک ميلياردي دولت نهم در اجراي قانون بودجه سال 85 را تاييد کرد.
.
لینک خبر : تابناک
.

یک شعر ناب برای پاییز


.
باد
تازیانه می زند
درخت
می لرزد
و حرف های آخرش
بر زمین می بارد


(( زهرا اکرمی از اصفهان ))


.
لینک : وبلاگ جهنم افکار
.

تبانی نبوده ، فشنگ مشقی بوده


باتوجه به این‌که آقایان پورحیدری ، جلالی ، مایلی کهن ، کربکندی ،ودیگران و یک خروار دنبال کننده‌ی فوتبال و تماشاگران و مفسران و بازهم دیگران می‌گویند خبرهایی در پشت پرده‌ی فوتبال هست وضمنا آقایانی که گفته بودند تبانی ، بعد گفتند ما نبودیم و بچه‌ی همسایه بوده و بازهم ضمنا درخبرها آمده بود چند نفر از دستگیر شدگان فوتبال -که آن‌قدر محترم و مهم هستند که اسمشان را هم نمی‌دانیم - آزاد شد‌ه‌اندو دوباره مشغول کارهای مفیدشان شده‌اند پیشنهاد می‌شود که تمامی دست‌اندرکاران در این گونه مسائل را به دستگاه‌های شنود مسلح نماییم تا اگر کسی چیزی گفت ، اتوماتیک ثبت شود و نیازی نباشد که مقامات مجبور بشوند که صبح تا شب کارهایشان را انجام ندهند و دائم تکذیب کنند و برای این‌که هی ضمنا و ضمنا درکار نباشد اصلا بیاییم رتبه‌های ده سال آینده را توافقی تقسیم کنیم و خیال خودمان راراحت نماییم . و باز هم ضمنا مسئول این تقسیم را هم می‌توانیم ((علی آقا)) تعیین کنیم .

پی نوشت : مثل این‌که قرار بود خیلی حرف‌های مهم بزنم ، آن‌قدر مهم شد که خودم هم زیاد چیزی دستگیرم نشد . شما ببخشید!
.

۱۳۸۸ فروردین ۲۸, جمعه

تهیه‌کنندگان بخش فارسی صدای آمریکا، فارسی بلد نیستند




این خبر که در واشنگتن‌تایمز منتشر شده جالب بود. تحقیقی که توسط وزارت امور خارجه‌ی آمریکا انجام شده نشان داده که مشکلات جدی‌ای در شیوه‌ی برنامه‌سازی بخش فارسی صدای آمریکا (Voice of America) وجود دارد. مهمترین مشکلات اشاره شده نداشتن بی‌طرفی سیاسی (political bias) و فارسی بلد نبودن تهیه‌کننده‌های آن است.
گزارش تهیه شده نشان داده که هیچ‌کدام از تهیه‌کننده‌های اجرایی اصلی (executive producers) شبکه‌ی فارسی صدای آمریکا (VOA PNN) فارسی بلد نیستند و این به آن معناست که محتوای برنامه‌ها بدون نظارت عالی تهیه‌کننده‌ها پخش می‌شود و فقط در سطح «دبیرهای اجرایی» (executive editor) کنترل کیفی می‌شود.
شاید این مساله یکی از دلایل کیفیت بسیار نازل برنامه‌های خبری/تحلیلی این شبکه باشد.


لینک خبر : بامدادی
.

آدمخواران و عشق...







.









عناصر جنبش طالبان در ولایت نیمروز افغانستان ،دختر وپسری را که عاشق هم بودند وقصد فرار به منظور ازداوج با یکدیگر را داشتند ، تیر باران کردند .حکم اعدام علنی عزیز 21 ساله و وباچا 19 ساله ، روز دوشنبه 13/4/2009 در برابر یکی از مساجد منطقه به اجرا در آمد . غلام دستگیر آزاد ، والی (استاندار) ولایت نیمروز به خبرگزاری آسوشتدپرس گفته است ، دختر جوان از قومیت پشتون و سنی مذهب ولی پسر جوان شیعه مذهب بود .حاکم نیمروز در ادامه افزود: این دو جوان یکدیگر را دوست داشتند و می خواستند باهم ازدواج کنند ولی پس از مخالفت خانواده هایشان دست به فرار به سوی ایران زدند که مورد تعقیب افراد مسلح قرار گرفتند و پس از دستگیری آن دو را به روستایشان بازگرداندند .سپس مفتيان جنبش طالبان در منطقه "دو جوان عاشق را به مسجد محلی احضار وحکم مرگ آن دو را صادر کردند که در ملا عام ودر برابر مسجد به اجرا گذاشته شد" .



به این آدمخواران ماقبل تاریخ چه می‌توان گفت ؟


شاید شاملو :



نمي‌توانم زيبا نباشم
عشوه‌ئي نباشم در تجلي‌ي ِ جاودانه.
چنان زيباي‌ام من
که گذرگاه‌ام را بهاري نابه‌خويش آذين مي‌کند:
در جهان ِ پيرامن‌ام
هرگز
خون
عُرياني‌ي‌ي ِ جان نيست
و کبک را
هراس‌ناکي‌ي ِ سُرب
از خرام
باز
نمي‌دارد.
چنان زيباي‌ام من
که الله‌اکبر
وصفي‌ست ناگزير
که از من مي‌کني.
زهري بي‌پادزهرم در معرض ِ تو.
***
جهان اگر زيباست
مجيز ِ حضور ِ مرا مي‌گويد. ــ
ابلهامردا
عدوي ِ تو نيستم من
انکار ِ تواَم.


تفاوت خوش بختی با خوش وقتی


از کودکی تابحال نتوانسته‌ام بفهمم بالاخره خوش بختی صحیح است یا خوش وقتی. وقتی آدم را به یک نفر معرفی می‌کنند باید بگوید خوش‌بختم یا خوش‌وقتم ؟ بیشتر افراد هم مثل من نمی‌دانند کدامش درست است .باور نمی‌کنید ؟ بپرسید از مردم . تازه اگر دقت کرده باشید همه در چنین موقعی زیر لبی یک چیزی می‌گویند که نامفهموم است .
اماالآن موقعی است که با شجاعت و قطعیت می‌گویم که ما ، هم خوش‌بختیم و هم خوش‌وقت .نادیده گرفته شدن عیدی من به کنار ، همه چیز به شکل باور نکردنی درخشان شده و از درو دیوار سعادت در حال بارش است . اخبار می‌گوید که موسوی با گشت ارشاد مخالف است ، کروبی هم همینطور، احمدی نژاد هم که قبلا گفته بود . باز هم می‌خواهید ؟ موقع نوش جان کردن سیب زمینی‌های مجانی می‌توانید به این خبر هم فکر کنید که به علت این‌که تازگی کشف شده بچه‌ها خسته می‌شوند و معلم‌ها هم نیاز به استراحت دارند ممکن است روزهای پنجشنبه مدارس ابتدایی تعطیل شوند .تازه خبر دیگر این‌که می‌گویند برنج خیلی ارزان شده و تا دلتان بخواهد می‌توانید بخرید و بخورید . همه‌ی این‌ها در مقابل این‌که یه عالمه از مقامات دولت و دوستان رئیس جمهور شهادت داده‌اند که ایشان محبوب‌ترین رئیس جمهور جهان است چیزی نیست خصوصا این‌که اعلام کرده‌اند مردم عراق هم برای حل مشکلاتشان به ایشان نامه داده‌اند و منتظرند . فکر می‌کنم همین روزها مردم سوئد و نیوزیلند هم همین کار را بکنند جون به گفته‌ی وزیر نیرو کارهای این چهارسال برابرای می‌کند با کل کارهای این سی‌سال !
حیف که عید ایشان را ندیدیم که صدهزارتومان عیدی بگیریم...
.

یک سایت پر از عکس‌های خیلی جالب



یان سایت را حتما ببینید . خیلی جالب است . تازه به آدرسش دقت کنید که چه عجیب است .

لزوم جیره بندی خواب !


با توجه به مطلب پست قبلی در مورد خواب زیاد آقای وکیل و مصاحبه‌ی مطبوعاتی جناب امیرخان بعد ازتساوی تیمش که اظهار کرده‌‌اند سه هفته است که نخوابیده‌اند ! پیشنهاد می‌شود فکری برای جیره بندی خواب بشود که تساوی رعایت شود . من برای مدیریت این جیره بندی جناب آقای ((علی)) آقا را پیشنهاد می‌کنم .( البته شایعات می‌گوید ممکن است ایشان برای بازی در فیلم اخراجی‌های شماره 186 فعلا مشغول باشند .
.

صبح به خیر آقای وکیل !

.

رئیس جمهور گفته بودند : مجازات سیدحسین موسویان در حد اعدام بود اما کاری کردند که او تبرئه شد!
.
وکیل آقای موسویان گفته‌اند : سخنان رئیس جمهور در مورد آقای موسویان مغایر قوانین کشور است !
.
من می‌گویم : انگار این آقای وکیل چند سالی در خواب تشریف داشته‌اند !

.
لینک خبر:زمان بی‌کرانه
.

سمندطلا




یک عده آدم که حتما ارث پدری خیلی زیادی داشته‌اند ، سفارش داده‌اند که برایشان سمند بسازند با روکش طلا . می گویند قرار بوده از مرز شمالی برود به یک جایی که کامیون تصادف کرده و این جیگر طلا برای مردم تهران نمایان شده .
همینجوری بدون علت دوست داشتم از صاحبان و سازندگانش بپرسم در انتخابات قرار است به چه کسی رای بدهند ؟!
راستی بی ربط است اگربپرسم حالا که ما ارث پدری خیلی زیاد گیرمان نیامده چرا عیدی نداریم ؟
.

آیزاک نیوتن





...مطابق داستانی بسیار مشهور، روزی نیوتن زیر یک درخت سیب نشسته بوده که ناگاه سیبی بر سرش می‎افتد واز این واقعه او به یکسانی ماهیت نیروی گرانش زمینی و سماوی پی می‎برد. داستان فوق در واقع روایت اغراق شده ایست از خاطره‎ای که خود نیوتن نقل کرده بود مبنی بر اینکه یک روز کنار پنجره‎ی اتاق خانه اش به تماشای باغ نشسته بود که افتادن سیبی از درختی نظرش را به خود کرد. سالها بعد در ۱۵ آوریل ۱۷۲۶، او به دوست نویسنده اش ویلیام استاکلی گفت: " واقعه‎ی مذکور این سؤال را به ذهنم آورد که چرا سیب همیشه مستقیما به پایین می‎افتد؟ چرا به جای حرکت به سمت مرکز زمین به طرفین یا رو به بالا نمی‎رود؟ " ...
.

۱۳۸۸ فروردین ۲۷, پنجشنبه

این دزدان پلید !










بچه که بودیم اگر ظهرها شیطنت می‌کردیم و مزاحم خواب بزرگترها می‌شدیم ، ممکن بود ((یه سر - دوگوش)) بیاید و ما را بخورد ! لب حوض هم هر وقت می‌رفتیم ((پاکشک Pakeshak)) منتظر بود که با کوچکترین غفلتی ما را به زیر آب ببرد . یادش به خیر روزگار بی خبری . بزرگتر که شدیم به همه‌ی این‌ها می‌خندیدیم و با خاطراتشان تفریح می‌کردیم .بیشتر که بزرگ شدیم تازه فهمیدیم زیاد هم پرت نیستند این حرف‌ها .


صحبت از زباله‌های اتمی است که در نقاط محروم به دریا می‌ریزند و صحبت از بدبختی یک ملت است که دولتی ندارد تا برایش حداقلی از آینده را فراهم کند . آن‌جا در اعماق تاریخ ، در آخر دنیا ملتی که نه ، مردمی زندگی می‌کنند که برای زنده بودنشان به هر چیزی چنگ می‌اندازند حتی به اسلحه . این‌ها گرسنه‌اند و بی‌آینده . کودکانشان همان‌قدر حق زندگی دارند که کودکان ما .





برایشان اسلحه آوردیم که دشمنانمان را نابود کنند . وقتی برای ادامه‌ی زندگی ، لوله‌ی سلاح را به طرف خودمان برگرداندند ، این‌بار اسلحه آوردیم که نابودشان کنیم . و چه پر بار آمدیم این‌بار و جهانی هم برایمان کف زد !





نگاهشان کنید ، می‌خندند ، شاید برای این‌که وعده‌ی غذای گرمی را در خیال دیده‌اند...





.





۱۳۸۸ فروردین ۲۴, دوشنبه

لغو جلسه‌ی گروه مستان

.
در یکی از پست‌ها خبری را از گروه مستان منعکس کرده بودم که مربوط به جلسه‌ای در 30 فروردین بود . امروز در وبلاگشان اعلام کردند جلسه لغو شده است .
بنظر ‌می‌رسد که هنوز نتوانسته‌اند مجوزهای لازم را برای کار دریافت کنند . قبلا هم فعالیتشان به کمک حوزه هنری انجام شده بود.
.

اینترنت خوب است یا بد؟

.
شايد هيجان انگيزترين خبر براي علاقه مندان اينترنت در هفته قبل، خبر تشکيل شرکت «شبکه باند وسيع ملي» توسط نخست وزير استراليا بود. اين شرکت که 51 درصد آن متعلق به دولت و 49 درصد آن متعلق به شرکت هاي خصوصي خواهد بود، وظيفه دارد در طول هشت سال، ارتباط اينترنتي با سرعت 100 مگابيت را براي 90 درصد مدارس، شرکت ها و خانه هاي استراليا فراهم کند. اين سرعت هزار برابر سريع تر از اينترنت موسوم به «پرسرعت» در ايران است. شکي نيست که هزينه چنين پروژه يي سرسام آور است. پيش بيني شده اين پروژه در طول عمر خود 30 ميليارد دلار هزينه خواهد داشت که دولت سهم 49 درصدي خود را از رديف بودجه اختصاص داده شده به بازسازي استراليا و همکاري احتمالي شرکت هاي ديگر خواهد پرداخت.
این نوشته‌ای بود از روزنامه اعتماد یکشنبه 23 فروردین . واقعا حیرت آور است ! در شرایطی که ما کشف کرده‌ایم که اینترنت باعث فساد می‌شود و باید نابودش کرد و یا حداقل سرعتش را پایین آورد و به شدت هم فیلترش کرد!!! دیگران می گویند برای پیشرفت مملکتشان از نان شب نیز واجب‌تر است . اوباما هم کلی در این موارد((ضاله)) صحبت کرده بود .
راستی نگرانی ما از گسترش ارتباطات اینترنتی ، (خارج از حرف‌های معمول که بیشتر شبیه شوخی است ) واقعا از چیست ؟ نگران پخش اخبار کارهایمان هستیم ؟ نگران وضعیت اخلاقی جوانانمان هستیم ؟ یعنی خبر نداریم که در خیابان‌ها چه خبر است ؟ اگر اسمش را بگذاریم دیدگاه‌های صد و صفر یا دیدگاه‌های استرالیایی و طالبانی ، براستی در این میان دیدگاه ما به کدام نزدیک‌تر است ؟
.

این نوع فیلترینگ نشانه‌ی چیست ؟

.
قضیه خیلی جالب شده ، مقاله‌ی مسعود بهنود روز یکشنبه در روزنامه‌ی اعتماد چاپ می‌شود .ولی سایت او فیلتر شده !!!
نتیجه این‌که هرکس می‌خواهد از فیلترینگ فرار کند می‌تواند به روزنامه‌های روز مراجعه کند ! به همین سادگی !

قضیه خیلی ساده شده ، من خبرنامه‌های بی بی سی و وی او ای را مشترک شده بودم و روی ای میلم هرروز آن‌ها را دارم ولی از وقتی که در گوگل ریدر چند خیرگزاری داخلی را مشترک شدم و متوجه شدم که تفاوت چندانی ندارند دیگر ای میل های خارجی را چک نمی‌کنم . به همین سادگی !

در جمع بندی قضیه‌ی اول و دوم نتیجه‌ای می‌شود گرفت ؟ فکر نکنم ، چون اگر می‌شد حتما تابحال گرفته شده بود !
.

۱۳۸۸ فروردین ۲۳, یکشنبه

علمی ترین درخت جهان

.

این یک درخت سیب است ، اما نه یک درخت معمولی . این درخت با استفاده از درخت سیب نیوتن قلمه زده شده .

می‌شود گفت : درخت نیوتن ، یا درخت جاذبه !

.

درمان دردهای فوتبال ایران

.


این آقای مجید جلالی اهل علم است . به حدی اهل علم است که مخالفینش او را به همین بهانه مورد هجوم قرار می‌دهند ، یعنی متهم است به این‌که دیدگاه علمی داردکه این در شرایطی که نمونه‌ی واقعی قهرمانان فیلم اخراجی‌ها ، به کارهای زشت و پرسودی در سطح ورزش و بخصوص فوتبال دست می‌زنند ، نمی‌تواند تحمل شود . استاد جلالی مصاحبه‌ای کرده و حرف‌های درستی را مطرح کرده او می گوید :
...آن چیزی که علی دایی در مدت زمان حضورش انجام داد، تلاش برای تغییر نسل در تیم ملی بود. اقدامی شجاعانه که باید 5 سال قبل انجام می‌شد.
...سیاسیون ما باید بدانند که در حال حاضر قدرت فیفا به مراتب بیشتر از سازمان ملل است. خود ما در خیلی از مناقشات حریف سازمان ملل شدیم اما باید بپذیریم که حریف فیفا نشدیم. امروز خیلی از کشورهای جهان حرف خودشان را از طریق فوتبال می‌زنند و این موضوع کوچکی نیست.
... ما 5 سال مداوم یک فهرست اسامی 25 نفره داشتیم که در تمام اردوها همین فهرست اعلام می‌شد!
... ما به جای سختی رسیده‌ایم که برای رهایی از آن به یک برنامه حداقل سه ساله نیاز مبرم داریم.
... من معتقدم، رایکوف به عنوان یک مربی خارجی در فوتبال ما نامی جاودانه است، چون برای آینده ظرفیت ایجاد کرد
... به روزهای سخت‌تری خواهیم رسید. اگر ما می‌خواهیم درجام ملت‌های 2011 موفق باشیم شاید مجبور شویم قید جام جهانی را بزنیم
...چه ایرادی دارد کسی که 4 سال مدیر است به فکر 10 سال آینده فوتبال کشورش هم باشد؟
...شما همین امروز بهترین مربی جهان را بالای سرتیم ملی بگذارید، او هم انتخاب چندانی جز همین ترکیبی که شما گفتید ندارد
...این همه نوشتند و گفتند که مهدوی کیا بیاید، خب او آمد. چه اتفاقی افتاد؟ علی کریمی هم بیاید مطمئن باشید اتفاقی نخواهد افتاد. ما اصلا سرنخ را گم کرده‌ایم
...تمام حریفان ما دراین مسابقات از نظر ساختار بازی چند کلاس جلوتر از ما هستند
...این ریشه درفرهنگ جامعه دارد. اصولا فوتبال هرمنطقه به فرهنگ مردم آن منطقه متصل است. ما درتهاجم بهتر هستیم.
...درجنگ چون دشمن اول به ما حمله کرد، ما نامش را «دفاع» گذاشتیم اما ما فقط دفاع نکردیم. اگر این‌طور است که شما می‌گویید پس ما در فاو و حلبچه چه می‌کردیم؟
...شما به من بگو که ما درتاریخ فوتبالمان چند هافبک دفاعی استاندارد داشته‌ایم؟
...الان همه می‌دانند که چقدر پشت پرده فوتبال ما کثیف است. هرچه آدم فرصت‌طلب که هیچ جا کاری برایش پیدا نمی‌شود، وارد فوتبال شده که از یک فضای کاملا باز و هرکی، هرکی استفاده بهینه کند!
...من ازمهران مدیری ممنونم، چون پس از نشان دادن این واقعیت‌ها، جامعه ما خیلی هوشیارتر شد. شما نمی‌توانید آلودگی‌ها را پاک کنید، وقتی آنها را نمی‌بینید. کاری که مدیری کرد، نشان دادن آلودگی‌های فوتبالمان بود
...علنا به من می‌گویند که فلان درصد به ما بده تا فلان تیم را به تو بدهیم. من قبول نمی‌کنم، می‌گویند، برو درخانه‌ات بنشین.
...من می‌گویم پاکسازی کنید، چون این‌گونه به یک توسعه پایدار می‌رسیم.
پیشنهاد می‌کنم حتی اگر اهل فوتبال نیستید این مصاحبه را بخوانید.
لینک ورود به مصاحبه آقای مجید جلالی در عصر ایران
.

ایران از آمریکا گندم وارد کرد / تداوم واردات گندم در سال 88

.
به عمل کار برآید به سخندانی نیست ...
ایران در سال 87 معادل 904 میلیون و 794 هزار و 177 کیلوگرم گندم به ارزش 356 میلیون و 220 هزار و 166 دلار از ایالات متحده آمریکا وارد کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، آمار ترخیص گندم وارداتی ایران از گمرکات کشور نشان می دهد: در سال 87 در مجموع 5 میلیارد و 919 میلیون و 480 هزار و 564 کیلوگرم گندم از 15 کشور دنیا وارد کرده است که در این میان سوئیس، کانادا و ایالات متحده آمریکا به ترتیب در رتبه های اول تا سوم قرار گرفته اند.
بر این اساس، سوئیس با صادرات 1 میلیارد و 506 میلیون کیلوگرمی به ارزش 532 میلیون و 323 هزار و 980 دلار در رتبه اول، کانادا با صادرات 1 میلیون و 378 میلیون کیلوگرمی به ارزش 511 میلیون و 555 هزار و 411 دلار در رتبه دوم و ایالات متحده آمریکا با صادرات 904 میلیون و 794 هزار کیلوگرمی به ارزش 356 میلیون و 220 هزار و 166 دلار در رتبه سوم قرار گرفته اند.
لینک خبراز خبرگزاری مهر
.

۱۳۸۸ فروردین ۲۲, شنبه

کاروان- گالیا

روشنفکران و هنرمندان درهر زمانی دلمشغولی‌های خود را دارند و راه حل‌های خاصی را برای ناملایماتی که آزارشان می‌دهد ارائه می‌کنند . داوری کردن در مورد آثاری که شرایط زمانی و مکانی ویژای را داشته‌اند دقت و ظرافت ویژه‌ای را هم می‌طلبد .بعضی از آثار به دلایل مختلف در یک دوره برای قشری از مردم جنبه‌های برجسته‌ای پیدا می‌کند و در اذهان آنان تا زمانی دور باقی می‌ماند ، یکی از این آثار شعری است بنام (( کاروان )) ازشاعر بزرگ هوشنگ ابتهاج (( ه . الف . سایه )) که در دوران خود با اقبال زیادی روبرو شده بود و برای نسلی که در دوران پرتلاطم سال‌های 30 حضور داشت بیادماندنی و دوست داشتنی بود .این شعر که تا اواخر سال‌های دهه‌ی پنجاه نیز هنوز زمزمه می‌شد نمایانگر روحیات برخی از روشنفکران آن دوران است .تاریخ سرایش شعر 1331 است و ظاهرا دختری بنام (( گالیا )) واقعا وجود داشته و شاعر دل در گرواش سپرده بوده. افسوس که آن همه شور ، در مسلخ کودتاو ندانستن‌های خودمان قربانی شد وبا سپاس از دوستی که کتاب (( برگزیده شعر سایه - به انتخاب استاد شفیعی کدکنی )) را به من محبت کرد .

.

.


ديراست گاليا !
در گوش من فسانه دلدادگي مخوان !
ديگر ز من ترانه شوريدگي مخواه!
دير است گاليا!
به ره افتاد کاروان .


عشق من و تو ؟... آه
اين هم حکايتي است
اما درين زمانه که درمانده هر کسي
از بهر نان شب ،
ديگر براي عشق و حکايت مجال نيست .


شاد و شکفته ، در شب جشن تولدت
تو بيست شمع خواهي افروخت تابناک .
امشب هزار دختر هم سال تو، ولي
خوابيده اند گرسنه و لخت ، روي خاک .


زيباست رقص و ناز سرانگشتهاي تو
بر پرده هاي ساز ،
اما هزار دختر بافنده اين زمان
با چرک وخون زخم سرانگشت هاي شان
جان مي کنند در قفس تنگ کارگاه
از بهر دستمزد حقيري که بيش از آن
پرتاب مي کني تو به دامان يک گدا .


وين فرش هفت رنگ که پامال رقص توست
از خون و زندگاني آنان گرفته رنگ .
در تار و پود هر خط و خالش هزار رنج
در آب و رنگ هر گل و برگش هزار ننگ .


اينجا به خاک خفته هزار آرزوي پاک
اينجا به باد رفته هزار آتش جوان
دست هزار کودک شيرين بي گناه
چشم هزار دختر بيمار ناتوان ...


دير است گاليا !
هنگام بوسه و غزل عاشقانه نيست
هرچيز رنگ آتش و خون دارد اين زمان .
هنگامه رهايي لبها ودست هاست
عصيان زندگي ست .


در روي من مخند !
شيريني نگاه تو بر من حرام باد !
بر من حرام باد ازين پس شراب و عشق !
بر من حرام باد تپش هاي قلب شاد !


ياران من به بند :
در دخمه هاي تيره و نمناک باغشاه ،
در عزلت تب آور تبعيدگاه خارک ،
در هر کنار و گوشه اين دوزخ سياه .


زود است گاليا !
در گوش من فسانه دلداگي مخوان !
کنون ز من ترانه شوريدگي مخواه !
زود است گاليا !
نرسيده ست کاروان ...


روزي که بازوان بلورين صبحدم
برداشت تيغ و پرده تاريک شب شکافت ،
روزي که آفتاب
از هرچه دريچه تافت ،
روزي که گونه و لب ياران هم نبرد
رنگ نشاط و خنده گم گشته بازيافت ،
من نيز باز خواهم گرديد آن زمان
سوي ترانه ها و غزلها و بوسه ها ،
سوي بهارهاي دل انگيز گل فشان ،
سوي تو ،
عشق من !